![]() |
![]() |
|
| درددل |
|
اهل دردم می شناسم درد را فرق بین مرد با نامرد را
التماس اشکهایی بی گناه ضجه های مادری دلسرد را دستهایی مملوء از آوارگی لحظه ی غمگینی یک مرد را **** به من امید زندگی میداد مرده ای که در کابوس هایم مرا از لابلای قبرهایی می گذراند که در سیاهی طعنه های شبی مرموز سنگ می پراند به خانه هایی تنگ و تارک تا شاید بشکند دل سنگ را سردی خاک را که گرمی دستانش را آرام آرام به سردی می فشارد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 مهر1388ساعت 13:46 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
غنچه را از شاخه ی بالغ خدایا چیده اند
گرگهایی که لباس بره را پوشیده اند قصه ای امشب میگم شــــاه و گـــدا نداره بشنو شکایت نکن چون و چرا نداره می خوام بگم محــبت مـــرده میون دســتا رابــــین هودی نمونده من و شما نداره درد ما یک فاجعه است یک لغت تازه نیست شاهـــــزاده ی شهرمون سیندرلا نداره راه تــموم مــردم خون و شــهــادت شــده بغض توی گـــلومون مرده صــدا نداره تو این همه تـــشــنج ، مــسئله هــای مبهم کی گــــفته این زمونه یه با حیا نداره ؟ امروزمون ســیاهه به حکم رأی دیـــروز چوب خـــدا انگـــاری خورده دوا نداره |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 خرداد1388ساعت 22:34 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
تقدیم به مادر عزیزم و تمام مادران خوب دنیا
آمیزه ای از گل و کبوتر هستی غمهای مرا همیشه از بر هستی می سوزی و هیچ خم به ابرویت نیست جرمت فقط این است که مادر هستی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 12:16 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
تقدیم به همسر عزیزم ( حسین قره خانی )
گــلم من هــیچ در دنیـــا نـدارم تو را با دست خالی دوست دارم تمام هـستیم یک قلب پاک است که آنـــرا زیر پایت مــیگــذارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 11:50 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
كاش براي شنيدن حرفهايي كه هيچ گاه به گوشمان هم نميرسد پاي بر زلال قلبي نرمي نگاهي لطافت اشكي نمي گذاشتيم خانه هايمان را به روي دستان هم ميگذاشتيم تا براي ديدن يكديگر نياز به بهانه اي نباشد حرفهايمان را درون لبخندهايي از جنس بلور مينهاديم تا هميشه دوست داشتني بمانند كاش مي توانستيم اين بار در نم نم اشكهايي غسل كنيم كه نه از سر غم بلكه ازسر شادي سرازير شده اند غسل كنيم ، غسل از من بي تو غسل از آنچه بوديم و از آنچه خواهيم بود كسي چه ميداند در آن گوشه ي دنيا ميان كبوتراني كه آزاد پرواز ميكنند يا مورياني كه هر روز زير پا ميمانند و دم نميزنند چه ميگذرد كسي چه ميداند در همين يك قدمي هاست كه عشق نظاره گر ماست بي آنكه بدانيم كسي چه ميداند مرگ يا تولد چه فرقي ميكند وقتي دلي بشكند و بي هيچ استخاره اي لبخندي زنده زنده روي دستهاي زمان تشييع ميشود و زير خروارها آرزو جان خود را از دست مي دهد ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 14:2 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
نگاهم خیره شد آنسوی جاده به ماه صورتی آرام و ساده به احساس قشنگ با تو بودن پلنگی چنگ میزد بی اراده **** ای کاش دلم به بی خیالی می ساخت بـا رســم زمان لا ابـالی می ساخت با لحظه ای آه و قطره ای خـون جگر ای کاش دلم به بی خیالی می ساخت **** حسابی از شما شرمنده هستم خودم با لقمه نانی زنده هستم نپرس از من که هستی دخترک جان شنیدی نام غم را بنده هستم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 2 خرداد1388ساعت 11:31 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
از دقایقی گفتم با قساس دستانت لحظه ای که می لرزید انعکاس دستانت آخرین نگاهم را در دلم نهان کردم چون کسی نمی آید با تماس دستانت در صدای محبوست می خزم به رسوایی ضجه می زند در من التماس دستانت پس برای احساسم با نگاه غمگینی یک نقاب می دوزم از لباس دستانت یک فراریم اما تن نمی دهم دیگر در نوازش دستی از هراس دستانت شاعری که می رفت و با تمام احساسش عاشقانه جان می داد در مماس دستانت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 2 خرداد1388ساعت 10:52 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
یک دنیا ممنون از کسانی که برای ابتدا دلگرمی و برای انتها بهانه ام خواهند ماند
***** نمی گویم چــرا بــخــت مـــن ایــن است که دائم پــشت سـر غــم در کمین است شـــبـی بــا یـــاد تـــو فــــالــی گــرفــتـم جواب آمد که : هی قسمت همین است ***** سرش را به دیواری میکوبید که روزی شاهد خنده هایمان بود و اشکهایش را نثار گونه هایی میکرد که در خشکی لبخند نماز باران خوانده بودند .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 24 اردیبهشت1388ساعت 18:46 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
سلامی کــــــردم و دل را سپردم از احساس قشنگی حیله خوردم نفهمیدم ولی احســــاس خود را صمیمانهبه دستش می ســپردم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 15:41 توسط نسترن حیدردوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بهانه ی قشنگ زندگیم
دخترم آرنامیس |
| پیوندهای روزانه |
|
مدیران فردا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 |
|
RSS
|